خانه / درسی / نگارش پایه دهم / مفهوم و ریشه ضرب المثل زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد
شرح ضرب المثل زبان سرخ سر سبز را می دهد بر باد

مفهوم و ریشه ضرب المثل زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

تاکنون ضرب المثل های زیادی را شنیده ایم حال قصد داریم به ریشه و مفهوم  یکی از چندین ضرب المثلی که در نگارش پایه دهم آمده است بپردازیم.

شما می توانید پس از مطالعه ریشه ضرب المثل زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ، مفهوم آن را به زبان خودتان گسترش دهید.

ریشه ضرب المثل زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد :

آورده اند که شبی دزدی به هر طرف میتاخت تا اگر بتواند چیزی بدست آورد، ناگهان چشمش به ابریشم بافی افتاد که پارچه نفیسی را می بافد، انواع تکلیف در آن بکار میبرد و اشکال بدیع و زیبا در آن نقش می بندد . نزدیک بود کار آن جامه تمام شود و از کارگاه بیرون رود. دزد با خود گفت باید فرصت را از دست ندهم و بافته را مفت رها نکنم. با خود گفت بهتر است اینجا مقام گزینم تا مرد ابریشم باف از کار خلاص شود و خواب بر آن مستولی گردد و من جامه را از وی در ربایم. او با صد حیله و نیرنگ به داخل کارگاه رفت و بر استاد پخته کار نگاه میکرد و در اثنای کار با خود میگفت: ای زبان از تو پناه میخواهم و یاری می طلبم که دست ازسر من برداری و سر من را در تن نگهداری! این مرد وقتی از بافتن پارچه ابریشمی فارغ شد آنرا بسیار زیبا و آراسته در دستمال پیچید و بیرون شد. دزد که قصد ربودن پارچه را داشت، صبح وقت بر سر تپه بلند شد و این مرد صنعتکار را تعقیب میکرد و دید که دستمال و یا پارچه را گرفته وارد سرای وزیر شد تا این خلعت زیبارا به عنوان تحفه تقدیم حضورش نماید. وقتی وزیر به بارگاه آمد مرد صنعتکار دستمال گشود و پارچه را تقدیم حضور وزیر نمود که حاضرین از حسن صنعت و هنر وی در حیرت افتادند. بر نقوش زیبا و بدیع آن نهایت تحسین نموده تعجب کردند. سپس وزیر پرسید ای انسان لایق تو که بر این جامه نهایت زحمت کشیده ای پس به چه کار اید؟

مرد در جواب گفت: فرمان دهید تا این جامه را در خانه نگهدارند چون مرگ به سراغ شما آید آنرا بالای صندوق و یا تابوت شما گذارند. وزیر از این سخن نهایت رنجید و فرمان داد تا جامه را بسوزانند و مرد را به زندان اندازند و زبانش را از حلقش بیرون کشند.

دزد که در آنجا حضور داشت از فرمان وزیر خنده اش آمد. وزیر وقتی او را دید نزد خود خواست و علت خنده را از وی پرسید. دزد گفت اگر مرا به گناه نا کرده عقوبت نکنی و بمجرد عزم قبل از عمل مآخذه ام نکنی صورت حال آن مرد را بگویم. وزیر برایش أمن داد و دزد هم جریان مناجات این مرد را بازگو کرد وزیر چون این حکایت و ماجرا را شنید گفت: این بیچاره تقصیر نکرده منتها مناجات او بدرگاه زبانش قبول نشده، پس قلم عفو بر جریده اش کشید و برایش توصیه نمود تا بعد از این قفل بر زبان نهد و گفت: کسیکه بر زبان خود إعتماد ندارد او را هیچ پیرایه بهتر از خاموشی نیست. و الا زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد!

مفهوم این ضرب المثل :

  • یعنی باید در سخن گفتن احتیاط کرده و از گفتن حرفهای نیشدار و خطرناک که ممکن است به قیمت جانمان تمام شود ، پرهیز نمائیم.
  • یعنی باید متوجه سخن گفتن خویش باشیم و با سخنان زشت و نسنجیده خود، دوستانمان را دشمن نسازیم و مایه دردسر خود نشویم.

 

درباره ی مدیر سایت

همچنین ببینید

تضاد معنایی با موضوع آوا و سکوت

موضوعی را انتخاب کنید و با استفاده از روش ناسازی معنایی (تضاد مفاهیم)، یک متن …

یک دیدگاه

  1. خسته نباشید مرسی به خاطر این مطالب
    مفید
    ما در زمینه درب های ضد سرقت و ضد حریق فعالیت می کنیم.خوشحال میشوم
    از وبسایت ما دیدن کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *