نمونه سوالات پیام نور
خانه / درسی / متن ذهنی به روش تضاد معنایی
متن ذهنی به روش تضاد مفاهیم

متن ذهنی به روش تضاد معنایی

  • به درخواست دوستانی که توان خرید محصولات ما را ندارند یکی از بهترین انشاهایمان را به رایگان در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم. امید که مورد رضایت شما قرار گیرد و برایتان سودمند بوده باشد.

موضوعی را انتخاب کنید و با استفاده از روش ناسازی معنایی (تضاد مفاهیم)، یک متن ذهنی بنویسید.

خیلی از دانش آموزان پایه دهم ممکن است برای درس نگارش خود به دنبال یک نوشته ذهنی به شیوه تضاد مفاهیم باشند لذا ما در این پست یک نمونه کوتاه از یک متن ذهنی به روش تضاد معنایی را جهت آشنایی شما عزیزان با اینگونه نوشته های ذهنی قرار داده ایم.

البته اگر به دنبال نسخه دیگری از این نوع انشاها میگردید می توانید در همین سایت قیدار کالا، محصولی با عنوان متن ذهنی با روش تضاد معنایی در نگارش دهم و محصولات مشابه را با قیمتی ناچیز خریداری کنید.

انشا درباره ی مرگ و زندگی با روش ناسازی معنایی یا تضاد مفاهیم

زندگی یک غزل نیمه تمام است ای دل

که به هر وزن بگوییم ردیفش مرگ است

هر بهاری خزانی به دنبال دارد و خزان بهار زندگی مرگ است. هر روز که خورشید طلوع می کند آغازیست برای دوباره زیستن، پس به هوش باشیم تا مبادا سرمایه گرانقیمت عمر را ارزان بفروشیم. بکوشیم با اندیشیدن به این موضوع که پایان دفتر زندگی مرگ است و کفنی بیش نصیبمان نخواهد شد حرص و طمع به مال و منال دنیوی را رها کنیم و در این فرصت کوتاه زندگی مرهمی باشیم بر زخم های دیگران. کیفیت زندگی پس از مرگ را همان اعمال خیر و شری تعیین می‌کند که در دنیا بدانها مشغول بودیم. چرا که زندگی فرصت و محل کاشت است و آخرتی که با مرگ شروع می شود محل برداشت.  پس تا می توانیم نهال دوستی بکاریم و ریشه دشمنی برکنیم.

مرگ فرامیرسد و تو را از تمام خوشی ها و تعلقاتی که بدانها مانوس بودی جدا میکند. و در عین حال تو را از بند رنج ها و آلامی که در دنیا بدانها گرفتار بودی هم میرهاند.

روزی میرسد که نیستی هست پیدا می کند و با اقتدار در چشمانمان پر فروغ مان زل میزند و روشنایی آنها را به یغما میبرد.

آری همان روزی را روایت میکنم که مرگ گلویمان را می فشارد و ساز جدایی روح و یار دیرینه اش (جسم ) را کوک میکند تا روحمان به سختی از نوک انگشتانمان خارج شود .

نفس به شماره می افتد تا قطارِ عدم شروع به حرکت نموده و دنیا را به مقصد آخرت ترک کند. مرگ آنچنان زندگی و هستی ات را به غارت میبرد که گویی از ابتدا وجود نداشتی و مصداق کان لم یکن شیا مذکورا می شوی.

در آن زمان دیدگانمان همچو دالان های تار و گونه هایمان همچو مرمر های سرد خواهد شد و تهی خواهیم شد از فریاد درد.

هیچ تضادی بین مرگ و زندگی نیست و به هیچ‌وجه نباید این دو را جدای از هم و درتقابل با یکدیگر تفسیر کرد .در هم تنیدگی مرگ و زندگی را میتوان از همان لحظه تولد و حتی پیشتر از آن احساس کرد.این دو پدیده، لازم و ملزوم و وابسته به یکدیگر هستند.

نوزاد تازه متولدشده یک بازمانده است که از مرگ‌های درون رحمی‌ زیادی جان سالم به دربرده و بسیار بیش از آنچه شانس تولد داشته باشد، در معرض مرگ بوده است. به قول ویکتور هوگو «زادن محکوم به مرگ شدن در زمانی نامعین است و زندگی مرگی است که هر آن به تاخیر می‌افتد».

با شروع زندگی قطره ها از دریا جدا می شوند و این مرگ است که دوباره باید این قطره ها را به دریا بازگرداند. مرگ نقطه پایانی است برای زندگی دنیوی و سرآغازیست برای زندگی اخروی.

اندکند کسانی که از مرگ هراسی ندارند . از دیدگاه عارفان مرگ بخشی از زندگی و تداوم حیات است. حال آنکه در نظر بسیاری از افراد ترس از مرگ همچون آب سردی می ماند که بر روی رویاهایشان ریخته می شود و شیرینی های زندگی را به تلخی و شادی های را به یاس مبدل می سازد.این گروه، چنان به زندگی دنیا دلبسته شده اند که از مرگ بیزاری می جویند و دوست دارند تا در این دنیای فانی جاودانه باشند.

مرگ سارقی است که در پیش چشمانت عزیزانت را از تو جدا می کند اما نمیتوانی او را در هیچ محکمه ای محکوم کنی.عزیزانی که هیچ چیز نمی تواند جای خالی آنها را برایت پر کند. هیچ‌کس در دنیا گم نمی‌شود آدم‌ها به همان خونسردی که آمده‌اند چمدانشان را می‌بندند و ناپدید می‌شوند یکی در مه یکی در غبار یکی در باران یکی در باد و …اما آنچه بر جا می‌ماند رد پایی‌ست و خاطره‌ای که هر از چند گاهی مثل نسیم پرده‌های اتاقت را پس میزند !

همه ما خواه یا ناخواه روزی تسلیم مرگ خواهیم شد و هیچ راه فراری وجود ندارد. پس بخاطر داشته باشیم که برای خوب مردن باید خوب زندگی کرد. بیایید طول عمر را به نیت دستیابی به خیر کثیر و مرگ را برای رهایی از اعمال شر طلب کنیم .  خداوند همواره در گوشهای خفته مان نجوا می کند که بیدار شو، مبادا ما خود را به خواب بزنیم و با بانگ رحیل به هوش آییم و ببینیم ما مانده ایم و تیرگی و خواب و خواب و خواب…

روزها میگذرد ولی ما تمام نمی‌شویم بلکه ثانیه به ثانیه شروع می‌شویم تا زندگی خود را روحی دوباره ببخشیم. طناب عمر بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی است و بر آن ها که به سر خوشی می گذرانند بسیار کوتاه است اما بر آن ها که عشق می ورزند، زمان را آغاز و پایانی نیست.

بیایید پیش از آنکه نفس هایمان به شماره بیفتد،پیش از آنکه گل وجودمان پژمرده شود و پیش از آنکه دست اجل شولای عریانی بر تنمان کند زندگی کنیم و در این روزگار سرشار از فجایع و پر از کینه، به کسانی که نیازمند ما هستند و ما هم نیازمند ایشانیم، عشق بورزیم،تا روزهایمان بی ثمر نشود و لحظه هایمان گرانبارتر سپری گردد.

  • به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
  • گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
  • جنازه ام چو بینی مگو فراق فراق
  • مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
  • مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
  • که گور پرده ی جمعیت جنان باشد
  • فرو شدن چو بدیدی برآمدن بنگر
  • غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد
  • روزها فکر من این است و همه شب سخنم
  • که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
  • مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
  • یا چه بودست مراد وی از این ساختنم
  • از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود
  • به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

 

دانلود تضاد معنایی با موضوع پیری و جوانی دانلود انشای تضاد معنایی با موضوع بی مهری فرزندان نسبت به والدین

درباره ی مدیر سایت

مطلب پیشنهادی

ترجمه درس اول عربی یازدهم ( رشته تجربی و ریاضی )

ترجمه درس اول عربی، زبان قرآن(۲) پایه یازدهم مِن آیاتِ الأخلاق

ترجمه درس اول عربی یازدهم:   الدّرسُ الأوّل: مِن آیاتِ الأخلاق در این پست، ترجمه …

2 دیدگاه

  1. من یه انشا با موضوع بی مهری فرزندان خریدم ولی میکه پرداخت نکردی . لطفا سریع جواب بدین عجله دارم

    • باسلام
      دوست عزیز بعد از خرید علاوه بر اینکه فایل بلافاصله قابل دانلود از همین سایت میباشد ، به ایمیل شمانیز ارسال میشود که میتوانید از آنجا هم دانلود نمایید.
      به تلگرام شما نیز ارسال شد.

      باتشکر از خرید شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس

از ما حمایت کنید :